تا حالا شده که نسبت به عشقتون شک کنيد؟ يا کسی به عشقتون شک کنه؟اگه يه روز يه نامه  خيلی غير منتظره از کسی که دوستش دارين به دستتون برسه و توش نوشته باشه که از شما متنفره و ديگه نمی خواد بيشتر از اين به رابطه   با شما ادامه بده چيکار می کنيين؟  شايد فکر می کنين که دنيا به آخر رسيده؟ شايد هم زنگ می زنيد و هر چی که دلتون می خواد بهش ميگيد؟ ولی اگه من جای شما بودم هيچ يک از اين کارا رو نمی کردم !!!!

 پس چيکار می کردم؟؟ الان می گم...

 

 هيچي، فقط يه بار ديگه اون نامه رو می خوندم. البته اين بار يه خط در ميون

 

محبت شدیدی که سابق به تو ابراز میکردم

دروغ بود ولی احساس ، يا در حقیقت نفرت من به تو

روز به روز بیشتر می شد و هرروزکه تو رابيشتر می شناختم ،

به سستی و دورویی تو بیشتر پی می بردم

تمام صفات و اخلاق تو بر من روشنتر می شد ، حال مطمئن هستم که

این خشونت و تند خویی  مرا بدبخت خواهد کرد .

اگر سرانجام این ازدواج سر بگیرد تمام عمر را

به پشیمانی خواهم گذراند ولی جدا از هم

خوشبخت خواهيم بود بود. من این نامه را به سادگی نمی نویسم و چقدرناراحت کننده است اگر

بخواهی که هنوز هم با من دوست باشی ، بنابراین از تو می خواهم که

جواب نامه ام را ندهی چون نامه تو سراسر

دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت دارای کمترین

عشق واحساسات است بنابراین می خواهم برای همیشه

توو دیگر کارهای تلخ عشقت را فراموش کنم و نمیتوانم خود را راضی کنم که

تو را دوستت داشته باشم و شریک زندگی تو باشم .

  

از اول دوباره يک سطر در ميان بخون تا بفهمی محبت يعنی چی‌

 

پس هيچوقت زود قضاوت نکنيد. شايد  خيلی از موارد ديگه هم تو زندگی هستن که  می تونيم اونا رو يه خط در ميون بخونيم.

 

                           

  
نویسنده : حسن ; ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ امرداد ۱۳۸٤
تگ ها :