ماه تابید

ماه تابید،ستاره ای درخشید،تاریکی شب عطر وجودت را تمنا داشت،و طنین صدای تو  را درخود ابدی کرد و آنگاه که نسیم،آهنگ بودن و ماندن را زمزمه کرد، من در کنارت شعله زدم، در باورت  خیمه زدم و در هستی ات گم شدم.

و تو چه معصومانه لبخند زدی و قطره اشکی در  کنار چشمانت فدای بودن و ماندن و عاشقانه گفتن شد.اما قطره اشک طعم تلخ نیستی را از من گرفت.

و آنگاه ماه نگاه عمیقی کرد و گقت دوستش بدار.

  
نویسنده : حسن ; ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٧
تگ ها : عشق ، شب ، ستاره