هيچ فكر كرده ايد كه كيستيد؟ آواز عاشقانه و مجنون چيستيد؟ آيا به شب به فغان گريه كرده ايد؟ يا تا ترانه شب راه رفته ايد؟ يك لحظه پا به افقها نهاده ايد، بي خود ز خويش و تمنا بوده ايد، يك لحظه تا چكاوك وحشي پريده ايد، يا لحظه لحظه به مي  هوش برده ايد، يك لحظه خاطره ها را رها بساز تا قايق خيال دلت،   آب را بساز، با دستهاي كوچك عشقت شنا بکن، امواج نيل گون غم را رها کن، از خود عبور كن كه جهان رودخانه ايست ماهي تو نيستي ، ولي از دل شنا کن.

  
نویسنده : حسن ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٤
تگ ها :