مشاعره شعرا با همدیگر

چند روز قبل توی یکی از کلاسهای دانشگاه منتظر اومدن استاد  نشسته بودم چون همیشه عادت دارم ردیف جلو بشینم یهو چشمم افتاد به تابلو وایت بر کلاس دیدم  سه بیت شعر خیلی زیبا روی اون نوشته شده بدون معطلی خودکارم رو در اوردم و اونا رو یادداشت کردم بعداز کلاس برای یه کاری رفتم کافی نت و وقتی می خواستم بلند شم دیدم یه فایل به اسم دکتر انوشه توی کامپیوتر سیو شده کنجکاو شده و اونو  برداشتم وقتی اومدم خونه و اونو باز کردم دیدم سخنرانی دکتر انوشه است که اتفاقا در باره همون شعری بود که من از روی تابلو کلاس یادداشت کرده بودم. چون شعر ها خیلی زیبا و باحال بودن حیفم اومد اونا رو فقط لای دفترم قایم کنم. حالا این شما و اینم چند بیت شعر زیبا از سه شاعر بزرگ:

 

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

 به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

 حافظ

 

اگر آن کرد گروسی به دست آرد دل ما را

بدو بخشم تن و دست و سر و پا را

جوانمردی بدان باشد که ملک خویش را بخشی

 نه همچون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را 

  امیر نظام گروسی

 

 

اگر آن مه رخ تهران به دست آرد دل ما را

به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را

تن و دست سر و پار را به خاک گور می بخشند

نه به مه لقای ما که شور افکنده دنیا را

دکتر انوشه

 

  
نویسنده : حسن ; ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩